بررسی ۱۰ فیلم جنگی برتر دهه ۲۰۲۰؛ از درامهای تاریخی تا شاهکارهای ضدجنگتکنولوژی 

بررسی ۱۰ فیلم جنگی برتر دهه ۲۰۲۰؛ از درامهای تاریخی تا شاهکارهای ضدجنگ

بررسی ۱۰ فیلم جنگی برتر دهه ۲۰۲۰؛ از درامهای تاریخی تا شاهکارهای ضدجنگ, سینمای دهه ۲۰۲۰ شاهد ظهور اثری از فیلمهای جنگی بوده که نه تنها از نظر بصری و فنی بینظیرند، بلکه به عمقهای انسانی، اخلاقی و روانی ناشی از درگیریهای مسلحانه نیز پرداختهاند. این آثار طیف وسیعی را از حماسههای تاریخی بزرگ تا درامهای روانگرایانه و انتقادی پوشش میدهند.

در ادامه ده اثر برگزیده را که در سالهای اخیر تأثیر عمیقی بر مخاطب و منتقدان نهادهاند، مرور میکنیم. ۱۰. نیایش (، ۲۰۲۱) برخلاف بسیاری از آثار جنگی که بر خشم و خونریزی تمرکز دارند، نیایش اثر تری دیویز، جنبههای درونی و روانی جنگ جهانی اول را از منظر شاعر مشهور زیگفرید ساسون (جک لودن) بازگو میکند. ساسون پس از بازگشت از میدان نبرد، با وجود تقدیرهای رسمی، به منتقدی سرسخت سیاستهای ادامهدهنده جنگ تبدیل میشود.

مقیاس حماسی، صعود و سقوط ناپلئون بوناپارت (واکین فینیکس) را به تصویر میکشد.

این اثر فراتر از یک بیوگرافی تاریخی، چهرهای پیچیده از یک ژنرالِ استراتژِ نابغه اما خودخواه و مضطرب را ارائه میدهد که در گرو رابطهای سمی و پرشور با ژوزفین است. سکانسهای نبردی فیلم با کورئوگرافی خیرهکننده و تدوین ریتمیک، مرجع جدیدی برای سینمای اکشنِ تاریخی محسوب میشوند. ۸. بلیتز (، ۲۰۲۴) استیو مککوئین در بلیتز جنگ جهانی دوم را از منظر شهروندان عادی، بهویژه کودکان، روایت میکند.

دکانه و وحشت جنگ ایجاد میکند. بازی خیرهکننده الیوت هفرنان در نقش جرج، جان تازهای به سینمای جنگی مدرن بخشیده است. ۷.

۵ همخون ( 5، ۲۰۲۰) اسپایک لی با امضای خاص خود، داستان چهار ون افریقایی-آمریکایی جنگ ویتنام را روایت میکند که برای یافتن جسد رهبر خود و یک گنج دفنشده، مجدداً به جنگلهای ویتنام برمیگردند. فیلم با تدوین هوشمندانه بین گذشته و حال، لایههای عمیق اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، نژادپرستی ساختاری و گناهان تاریخ را گره میزند. این اثر هم ماجراجویی پرشور و هم بیانیهای سیاسی قدرتمند است. ۶.

پیمان (، ۲۰۲۳) گای ریچی با فاصله گرفتن از سبک کمدی-اکشن معمول خود، درامی فشرده و انسانی در بستر جنگ افغانستان خلق کرده است. رابطه میان سرهنگ جان کینلی (جک جیلنهال) و مترجم افغانیاش احمد (دار سلیم)، از بیاعتمادی اولیه به برادری فداکارانه تبدیل میشود. فیلم با نگاهی واقعبینانه به پیچیدگیهای فرهنگی و اخلاقی جنگ مدرن، پیام شفقت و وفاداری فرامرز مرزها را انتقال میدهد. ۵.

تراژدی مکبث (، ۲۰۲۱) جول کوئن با اقتباسی مینیمالیست و بصری شگفتانگیز از شاهکار شکسپیر، جنگ را نه در خندقها، بلکه در کاخهای قدرت و ذهنِ دچار توهم یک فرمانده نشان میدهد. فیلمبرداری سیاهوسفیدِ برونو دلبونل و بازیهای نمادین دنزل واشنگتن و فرانسیس مکدورمند، تراژدی مکبث را به اثری سینمایی-تئاتری تبدیل کرده که طمع، خیانت و هزینههای انسانیِ تسلط را به نقد میکشد. ۴.

جنگ داخلی (، ۲۰۲۴) آلیکس گارلند با رویکردی دیستوپیک، تصویری ترسناک از آمریکا را در آستانه فروپاشی ترسیم میکند که در آن گروه خبرنگاران جنگی (به رهبری کیرستن دانست) در مسیر واشنگتن دیسی شاهد بدترین وجوه طبیعت انسانیاند. فیلم به جای توضیح دلایل سیاسی، بر اخلاقیات رسانه، اعتیاد به هیجان و بیکاری اخلاق در میان آشوب تمرکز دارد و مخاطب را با پرسشهای دشوار روبرو میسازد. ۳. کجا میروی، آیدا؟

(, ?، ۲۰۲۰) یاسمینا زچیک با دقت مستندساز و حس درامنویس، جنایت سربرنیتسا را از منظر آیدا، مترجم سازمان ملل، روایت میکند. فیلم با واقعگرایی خردکننده، ناتوانی ارگانهای بینالمللی، خستگی دیپلماتیک و یأس مادری که برای نجات خانوادهاش میکوشد را به نمایش میگذارد. این اثر مستند محکمی بر ضرورت خاطرهسازی و پاسخگویی است. ۲.

در جبهه غربی خبری نیست (، ۲۰۲۲) ادوارد برگر با اقتباس مدرن از رمان کلاسیک اریک ماریا رمارک، جنگ جهانی اول را به شکلی بیرحمانه و غوطهور بازسازی میکند. پل باومر (فلیکس کامرر) و دوستانش از شور جوانی به یأس و ویرانی میروند. فیلمبرداری دستدریده، طراحی صدا و تدوین ریتمی، مخاطب را در قلب خندقها و مهگرفتههای میدان نبرد میاندازد و بیمعنایی جنگ را به شیوهای لمسی القا میکند. ۱.

منطقه دلخواه (، ۲۰۲۳) جונתان گلازر با رویکردی رادیکال و مینیمالیست، زندگی روزمره رودولف هس، فرمانده اردوگاه آشویتس، و خانوادهاش در ویلاای در مجاور اردوگاه مرگ را نشان میدهد. فیلم هیچ صحنهای از داخل اردوگاه نشان نمیدهد، اما باند صدا (فریادها، شوتها، دود ماشینها) فضای صوتی را پر میکند. این اثر شاهکاری در بررسی بیحسیِ معمولی و توانایی بشر در نادیده گرفتن شر برای حفظ آسایش شخصی است که dł در ذهن مخاطب بماند.

پست های مرتبط