5 راهکار علمی و عملی برای فراهم امنیت کودکان در جهانی ناامن_دانستنی
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی دانستنی
به نقل از بهداشت نیوز، در دنیای امروز، اخبار ناگوار از گوشه و کنار جهان به شدت به ما میرسد. آتشسوزی، تصادفات، زلزله، تیراندازی در مدارس، جنگ و تروریسم تنها بخشی از رویدادهای دلواپسکنندهای می باشند که امکان پذیر اسایش هر خانوادهای را بر هم بزنند.
این حقیقت تلخ که جهان میتواند زیاد خطرناک باشد، در تضاد آشکار با یکی از اساسیترین ماموریت های والدین یعنی فراهم کردن فضایی امن برای کودکان است.
چطور میتوانیم در این شرایط به فرزندان مان پشتیبانی کنیم تا حس امنیت کنند و در عین حال استقلال خود را به دست آورند؟
این مقاله به بازدید پنج راهکار کلیدی و عملی برای تشکیل حس امنیت در کودکان میپردازد و با استناد به یافتههای علمی، راهنمایی جامع برای والدین اراعه میدهد.
تشکیل حس امنیت در کودکان در جهانی ناامن
این حقیقت تلخ که جهان میتواند زیاد خطرناک باشد، در تضاد آشکار با یکی از اساسیترین ماموریت های والدین یعنی فراهم کردن فضایی امن برای کودکان است.
نشانههای ناامنی در کودکان
پیش از هر کاری، الزامی است نشانههای هشداردهندهای که کودکان در روبه رو با حس ناامنی از خود ابراز خواهند داد را بشناسیم.
این نشانهها میتوانند زیاد متنوع باشند و به شکل رفتارهای برونریزی همانند پرخاشگری و لجبازی، یا رفتارهای درونریزی همانند گریههای مکرر، مشکل در به خواب رفتن، کابوسهای شبانه، گوشهگیری، دلدرد و افت اشتها ظاهر شوند .
آگاهی از این علائم به والدین پشتیبانی میکند تا در زمان مناسب داخل عمل شوند و از تشدید اضطراب در کودک جلوگیری کنند.
۱. نگه داری ساختار و روال منظم روزانه
کودکان در محیطهای ساختاریافته و قابل پیشبینی حس امنیت میکنند.
روال منظم به کودکان این مطلب را میدهد که دنیای اطرافشان قابل کنترل است و جای نگرانی ندارد.
این حس امنیت به اختصاصی در زمانهای استرسزا و پرتنش از اهمیت بیشتری برخوردار است .
روانشناسان و متخصصان رشد کودک بر این باورند که پایبندی به زمانهای اشکار برای غذا خوردن، خوابیدن و انجام فعالیتهای روزمره، علاوه بر تشکیل ارامش، به افت اضطراب و افزایش حس کنترل در کودکان پشتیبانی شایانی میکند .
یک روال منظم به منزله یک لنگرگاه امن در دریای پرتلاطم اتفاقات ناگوار عمل میکند و به کودک مطمعن میدهد که تا این مدت منظمی و ثباتی در زندگی او وجود دارد .
۲. محدود کردن و کنترل دسترسی به محتوای رسانهای و خشن
قرار گرفتن در معرض صحنههای خشونتآمیز رسانهای یکی از بزرگترین تهدیدات برای اسایش روانی کودکان است.
تحقیقات مشخص می کند که تا سن ۱۸ سالگی، یک کودک آمریکایی به طور میانگین نزدیک به ۱۶۰۰۰ قتل همانندسازیشده و ۲۰۰۰۰۰ عمل خشونتآمیز را از طریق رسانهها مشاهده میکند .
کودکان خردسال به علت عدم فهمیدن کامل از تفاوت بین حقیقت و خیال، این صحنهها را واقعی برداشت کرده و دنیا را مکانی ترسناک و پرخطر میپندارند .
اما این خطر تنها محدود به کودکان خردسال نیست.
یک مطالعه تازه و جامع که در سال ۲۰۲۵ انتشار شد که نشان داد قرار گرفتن پسران در معرض محتوای خشونتآمیز تلویزیونی در سنین پیشدبستانی، خطر ابتلا به رفتارهای ضداجتماعی، از جمله پرخاشگری فیزیکی، تهدید، توهین و حتی درگیری در باندهای خلافکار را در نوجوانی به طور قابل توجهی افزایش میدهد .
این مطالعه هشدار میدهد که والدین و جوامع میتوانند با محدود کردن دقیق دسترسی کودکان به این چنین محتوایی، نقش مهمی در پیشگیری از این مشکلات درازمدت ایفا کنند .
دقت به تأثیر منفی فضای مجازی بر فرزندان
شبکههای اجتماعی و اخبار آنلاین نیز سهم بسزایی در افزایش اضطراب کودکان دارند.
تحقیقی در سال ۲۰۲۵ بر روی ۵۱۹ نوجوان، نشان داد که قرار گرفتن منظم در معرض صحنههای خشونتبار درگیریهای نظامی از طریق رسانهها، به طور مستقیم با افزایش دیدنی مقدار استرس، افسردگی و اضطراب در آنها ربط دارد .
با دقت به افت نظارت بر محتوای پلتفرمهای اجتماعی، والدین باید با فعالسازی فیلترهای مناسب و خاموش کردن پخش خودکار ویدیوها، عمل های پیشگیرانهتری انجام بدهند .
۳. یادآوری مراقبان و محافظان
کودکان برای افت هراس از ناشناختهها، به یادآوری وجود افرادی که از آنها محافظت میکنند، نیاز دارند.
هنگامی کودکی در مدرسه قرنطینه میبشود یا خبری از یک فاجعه میشنود، این مطمعن که والدین، معلمان، پلیس، آتشنشانان و دیگر اعضای خانواده و جامعه در حال مراقبت از او می باشند، به افت قابل دقت اضطرابش پشتیبانی میکند .
یک روش مؤثر برای عملی کردن این راهکار، تهیه یک فهرست بصری یا نقاشی از همه افرادی است که نقش محافظ و حمایتکننده کودک را دارند.
دیدن چهرههای اطرافش که او را در بر گرفتهاند، به کودک مشخص می کند که لایههای مختلفی از امنیت در زندگی او وجود دارد و او تنها نیست .
این چنین، به جای قولهای غیرواقعی مبنی بر این که “هیچ اتفاق بدی نمیافتد”، بهتر است به او بگوییم که افراد بسیاری می باشند که سخت تلاش میکنند تا او را ایمن نگه دارند و در صورت هرگونه مشکل، نقشه و برنامهای برای محافظت از او وجود دارد .
کودکان در اوج بحران و تنش در کنار والدین شان حس امنیت می کنند.
۴. تحکیم حس توانمندی و خودکارآمدی
کودکانی که به توانمندیهای خود در نگه داری امنیت شخصی ایمان داشته باشند، در برابر هراسها مقاومتر می باشند.
والدین باید هر زمان که فرزندشان انتخاب هوشمندانه و ایمنی انجام میدهد، این حرکت را تحسین و برجسته کنند.
به گفتن مثال، هنگامی کودک به یاد میآورد که کلاه ایمنی خود را بر سر بگذارد، زمان ورود به یک فضای شلوغ دست والدین را بگیرد، یا با احتیاط به یک سگ ناآشنا نزدیک بشود، این رفتارها را یادآوری کرده و به او بگوییم که این نشانههای یک کودک باهوش و آگاه است .
این کار علتمیبشود کودک حس قوت و کنترل بیشتری بر محیط اطراف خود داشته باشد و بداند که ابزارهای ملزوم برای ایمن ماندن در اختیار دارد.
۵. تشخیص زمان نیاز به پشتیبانی حرفهای
اگر علائم اضطراب و هراس در کودک ادامهدار شد و با راهکارهای معمولی قابل کنترل نبوده است، زمان آن است که به جستوجو پشتیبانی حرفهای باشیم.
اگر کودک به طور مکرر حس ناامنی میکند، با وجود تلاش والدین آرام نمیبشود، یا این احساسات بر روی خواب، اشتها و کارکرد تحصیلی او تأثیر منفی گذاشته است، مراجعه به یک روانشناس یا مشاور کودک الزامی است .
متخصصان حوزه سلامت روان کودکان از راه حلهای علمی و اثباتشدهای همانند “درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر صدمه” (TF-CBT) منفعت گیری میکنند.
این روش به کودک پشتیبانی میکند تا افکار و احساسات خود را در رابطه رویدادهای تروماتیک پردازش کرده و راهکارهای مقابلهای مؤثری را بیاموزد .
این چنین درمانهایی همانند “درمان متمرکز بر نشانه” (CCT) که در دانشگاه استنفورد گسترش یافته، بر توانمندسازی کودک از طریق افزایش آگاهی و بینش نسبت به عکس العملهای خود در برابر عوامل استرسزا پافشاری دارد .
درمان متمرکز بر نشانه (Cue-Centered Therapy – CCT) را دکتر ویکتور کاریون در دانشگاه استنفورد گسترش داد. این روش، یک رویکرد درمانی نوین و مبتنی بر شواهد برای کودکانی است که دچار استرس تروماتیک مزمن شدهاند .
این شیوه برای کودکانی طراحی شده که سابقه تجارب ناگوار دوران کودکی یا زندگی در شرایطی با خطر تکرار صدمه را دارند .
اگر کودک به طور مکرر حس ناامنی میکند، با وجود تلاش والدین آرام نمیبشود، یا این احساسات بر روی خواب، اشتها و کارکرد تحصیلی او تأثیر منفی گذاشته است، مراجعه به یک روانشناس یا مشاور کودک الزامی است .
تفاوت مهم CCT با دیگر راه حلها
رویکرد CCT با دیگر راه حلهای درمانی در این مسئله کلیدی تفاوت دارد که به جای تمرکز صرف بر رویدادهای تروماتیک بهصورت مجزا، بر تأثیر انباشت استرس در طول زندگی پافشاری میکند.
به گفتن ساده، CCT به جای این که فقط به «یک حادثه تلخ» نگاه کند، به کل «بار استرسی» که کودک در طول زندگی بر دوش کشیده دقت میکند.
مکانیسم تاثییر: چطور CCT کار میکند؟
CCT یک رویکرد چندوجهی است که عناصری از درمانهای شناختی-رفتاری، روانپویشی، بینفردی، بیانی و خانوادهدرمانی را ترکیب میکند .
روال درمان به این شکل است که ابتدا به کودک آموزش داده میبشود نشانهها چطور از طریق شرطیسازی کلاسیک شکل میگیرند و چطور این نشانهها عکس العملهای تروماتیک او را در موقعیتهای گوناگون نگه داری میکنند .
سپس کودک بینش اشکار میکند که این نشانهها چطور بر احساسات، افکار، عکس العملهای فیزیولوژیکی (بدنی) و رفتارهای او تأثیر میگذارند .
اصل توانمندسازی (Empowerment)
برخلاف برخی راه حلها که تلاش میکنند جوابهای شرطیشده غلط را «واگیر» یا حذف کنند، CCT بر ساختن جوابهای تازه تمرکز دارد و از نقاط قوت و مکانیسمهای مقابلهای که از قبل در کودک وجود دارد، منفعت گیری میکند .
این اصل علتمیبشود کودک خود را «عامل تحول» در زندگی خود ببیند و حس توانمندی بیشتری کند .
ساختار جلسات درمانی
CCT بهگفتن یک درمان فردی طراحی شده و طبق معمولً شامل ۱۵ جلسه هفتگی برای کودک است.
والدین یا مراقبان نیز در ۳ تا ۴ جلسه جداگانه شرکت میکنند تا بتوانند کودک خود را بهتر حمایتو راهنمایی کنند .
این درمان برای رده سنی ۸ تا ۱۸ سال استانداردسازی شده است، هرچند قابل انطباق با دیگر گروههای سنی نیز میباشد .
این رویکردها به کودک پشتیبانی میکند تا خود عامل تحول باشد و عکس العملهای تازه و سالمتری را در برابر محرکهای هراسزا تشکیل کند .
نتیجهگیری
زندگی در جهانی که مملو از اخبار ناگوار و حوادث تلخ است، چالشهای بزرگی را برای والدین تشکیل میکند.
با این حال، با اتخاذ راهکارهای عملی همانند نگه داری روال منظم، محدود کردن رسانههای خشن، یادآوری وجود محافظان، تحکیم حس توانمندی در کودکان و در صورت لزوم مراجعه به موقع به متخصصان، میتوانیم تا حد بسیاری حس امنیت و اسایش را در فرزندانمان نگه داری کنیم.
مقصد ما محافظت از آنها در برابر همه خطرات دنیا نیست، بلکه تجهیز آنها به ابزارهای ملزوم برای رویارویی با این خطرات و مدیریت احساسات شان است تا بتوانند در این دنیای نهچندان امن، بزرگسالانی مقاوم و با مطمعن به نفس شوند.
منبع: سواد زندگی عصر ایران
دسته بندی مطالب
